اثر ادبی

شمارهٔ ۴۱۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

تیر و کمان گرفته‌ای، سوی شکار می‌روی

صید تواند عالمی، بهر چه کار می‌روی؟

۱

جانب صیدگه شدی، همره خویش بر مرا

بی‌سگ خویشتن مرو، چون به شکار می‌روی

۲

وه! چه سوار طرفه‌ای! کز سر مهر پیش تو

چرخ پیاده می‌رود چون تو سوار می‌روی

۳

چون گذری به چشم من بر مژه‌ها قدم منه

چند به پای همچو گل بر سر خار می‌روی؟

۴

شد تن زار من چو خس، بهر خدا، تو ای صبا

همره خود ببر مرا، گر بر یار می‌روی

۵

ای دل خاکسار من، کی تو به گرد او رسی؟

کز پی بادپای او همچو غبار می‌روی

۶

یار چو بر قفای خود هیچ نگه نمی‌کند

چند، هلالی، از پیش بی‌خود و زار می‌روی؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…