اثر ادبی

شمارهٔ ۴۱۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

ای صد هزار چون من خاک در سرایی

کز وی برون خرامد مثل تو دلربایی

۱

خواهم که با تو باشم، اما کجا نشیند

مثل تو پادشاهی با همچو من گدایی؟

۲

با آن لباس نازک دانی که چیست قدت؟

سروی که باشد او را از برگ گل قبایی

۳

شادم بگوشه غم از آه و ناله خود

کین آه و ناله آخر سر میکشد بجایی

۴

گر ز آن بلای جانها بد رفت در حق من

یارب، نگاه دارش از هر بد و بلایی

۵

ای پادشاه خوبان، بیداد و ظلم تا کی؟

اندیشه کن، خدا را، از آه مبتلایی

۶

گویند: کای هلالی، در عشق چیست کارت؟

هر دم جفا کشیدن از دست بی وفایی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…