اثر ادبی

شمارهٔ ۳۱

امیر معزی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام

تا رخ و عارض زخون دیده گلگون کرده‌ام

۱

ای بسا شبها که من از آرزوی روی تو

از سرشک دیده کویت را چو جیحون ‌کرده‌ام

۲

خون من خواهی‌که ریزی بی‌گناهان هر زمان

تو چه پنداری که من در عاشقی چون‌ کرده‌ام

۳

دوش وقت نیمشب پیش خدا از جورتو

صدهزار افغان و فریاد از تو افزون کرده‌ام

۴

تا غم عشق تو اندر طبع من محکم شدست

مهر روی دیگران از طبع بیرون کرده‌ام

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…