۰
تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان
با مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان
۱
گر دل ببری شاید زیرا که تویی دلبر
ور جان ببری زیبد زیرا که تویی جانان
۲
هوش از همه بستانی چون غمزه کنی ناوک
گوی از همه بربایی چون زلف کنی چوگان
۳
هرچندکه سلطانم آخر به تو محتاجم
چون عشق پدید آید محتاج شود سلطان
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.