۰
الهی نه جُز از شناخت تو شادی است نه جُز از یافت تو زندگانی، زندگانی بی تو، بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است.
۱
غم کی خورد آنکه شاد و ما نیش تویی
یا کی مُرد او که زندگانیش تویی
۲
در نیسیه آن جهان کجا دل بندد
آن کس که بنقد این جهانیش تویی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.