۰
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمیتواند در آتش مهر می سوزد و از نار باز نمی پردازد.
۱
این جهان و آن جهان و هر چه هست
عاشقان را روی معشوق است و بس
۲
گر نباشد قبلهٔ عالم مرا
قبلهٔ من کوی معشوقست و بس
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمیتواند در آتش مهر می سوزد و از نار باز نمی پردازد.
این جهان و آن جهان و هر چه هست
عاشقان را روی معشوق است و بس
گر نباشد قبلهٔ عالم مرا
قبلهٔ من کوی معشوقست و بس
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.