اثر ادبی

شمارهٔ ۳۶

حافظ•اشعار منتسب•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بیار باده و بازم رهان ز مخموری

که هم به باده توان کرد دفع رنجوری

۱

به هیچ وجه نیابد چراغ مجلس انس

مگر به روی نگار و شراب انگوری

۲

به سحر غمزه فتان هیچ غره مباش

که آزمودم و سودی نداشت مغروری

۳

ادیب چند نصیحت کنی که عشق مباز

که هیچ نیست ادیب این سخن به دستوری

۴

به عشق زنده بود جان مرد صاحبدل

اگر تو عشق نداری برو که معذوری

۵

به یک فریب نهادم صلاح خویش از دست

دریغ آن همه زهد و صلاح مستوری

۶

رسید دولت وصل و گذشت محنت هجر

نهاد کشور دل باز رو به معموری

۷

به هر کسی نتوان گفت درد او حافظ

بدان بگو که کشیده‌ست محنت دوری

آثار حافظ
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…