۰
عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
هنگام گل که دیده بی می قدح نهاده
۱
زین زهد و پارسایی بگرفت خاطر من
ساقی بده شرابی تا دل شود گشاده
۲
صوفی که دی نصیحت میکرد عاشقان را
امروز دیدمش مست، تقوا به باد داده
۳
این یک دو روز دیگر گل را غنیمتی دان
گر عاشقی طرب جوی، با ساقیان ساده
۴
گل رفت ای حریفان غافل چرا نشینید
بی بانگ رود و چنگ و بی یار و جام باده
۵
در مجلس صبوحی دانی چه خوش نماید
عکس عذار ساقی در جام می فتاده
۶
مطرب چو پرده سازد شاید اگر بخواهند
از طرز شعر حافظ در بزم شاهزاده
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.