اثر ادبی

بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند

مولانا•دفتر اول•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

دست بگشاد و کنارانش گرفت

همچو عشق اندر دل و جانش گرفت

۱

دست و پیشانیش بوسیدن گرفت

وز مقام و راه پُرسیدن گرفت

۲

پرس‌پرسان می‌کشیدش تا به صدر

گفت گنجی یافتم آخر به صبر

۳

گفت ای نور حَقُ و دفعِ حَرَج

معنی‌ اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الفرج

۴

ای لقای تو جواب هر سؤال

مشکل از تو حل شود بی‌قیل‌وقال

۵

ترجمانی، هرچه ما را در دل است

دستگیری، هر که پایش در گل است

۶

مَرْحَبا یا مُجْتَبی یا مُرْتَضی

إِنْ تَغِبْ جاءَ القَضَا ضَاقَ الفَضَا

۷

اَنتَ مَوْلَی‌القَوْم مَنْ لا یَشْتَهِی

قَدْ رَدَی کلّا لَئِنْ لَمْ یَنتَهِی

۸

چون گذشت آن مجلس و خوانِ کرم

دست او بگرفت و بُرد اندر حرم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…