اثر ادبی

بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را

مولانا•دفتر اول•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

او وزیری داشت گَبْر و عِشوِه دِه

کو بَر آبْ از مَکر بَر بَستی گِرِه

۱

گفت: تَرسایان پناهِ جان کُنند

دینِ خود را از مَلِک پنهان کنند

۲

کم کُش ایشان را  که کشتن سود نیست

دین ندارد بویْ، مُشک و عود نیست

۳

سِرّ پنهانست اندر صد غِلاف

ظاهرش با تُست و باطن بَر خِلاف

۴

شاه گفتش: پس بگو تدبیر چیست؟

چارهٔ آن مَکر و آن تزویر چیست؟

۵

تا نمانَد در جهان نصرانی ای

نی هویدا دین و نه پنهانی ای

۶

گفت: ای شَه، گوش و دستم را ببُر

بینی‌ام بشکاف و لب در حُکمِ مُر

۷

بعد از آن در زیرِ دار آور مرا

تا بخواهد یک شفاعتگر مرا

۸

بر مُنادیگاه کُن این کارْ تو

بر سرِ راهی که باشد چارسو

۹

آنگَهَم از خْوَد بِران تا شهرِ دور

تا دَر اندازم دَر ایشان شَرّ و شور

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…