اثر ادبی

بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود

مولانا•دفتر چهارم•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

پس به صورت عالم اصغر توی

پس به معنی عالم اکبر توی

۱

ظاهر آن شاخ اصل میوه است

باطنا بهر ثمر شد شاخ هست

۲

گر نبودی میل و اومید ثمر

کی نشاندی باغبان بیخ شجر

۳

پس به معنی آن شجر از میوه زاد

گر به صورت از شجر بودش ولاد

۴

مصطفی زین گفت که آدم و انبیا

خلف من باشند در زیر لوا

۵

بهر این فرموده است آن ذو فنون

رمز نحن اخرون السابقون

۶

گر بصورت من ز آدم زاده‌ام

من به معنی جد جد افتاده‌ام

۷

کز برای من بدش سجدهٔ ملک

وز پی من رفت بر هفتم فلک

۸

پس ز من زایید در معنی پدر

پس ز میوه زاد در معنی شجر

۹

اول فکر آخر آمد در عمل

خاصه فکری کو بود وصف ازل

۱۰

حاصل اندر یک زمان از آسمان

می‌رود می‌آید ایدر کاروان

۱۱

نیست بر این کاروان این ره دراز

کی مفازه زفت آید با مفاز

۱۲

دل به کعبه می‌رود در هر زمان

جسم طبع دل بگیرد ز امتنان

۱۳

این دراز و کوتهی مر جسم راست

چه دراز و کوته آنجا که خداست

۱۴

چون خدا مر جسم را تبدیل کرد

رفتنش بی‌فرسخ و بی‌میل کرد

۱۵

صد امیدست این زمان بردار گام

عاشقانه ای فتی خل الکلام

۱۶

گرچه پلهٔ چشم بر هم می‌زنی

در سفینه خفته‌ای ره می‌کنی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…