اثر ادبی

بخش ۳۸ - قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال

مولانا•دفتر پنجم•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

گفت پیغمبر که رحم آرید بر

جان من کان غنیا فافتقر

۱

والذی کان عزیزا فاحتقر

او صفیا عالما بین المضر

۲

گفت پیغمبر که با این سه گروه

رحم آرید ار ز سنگید و ز کوه

۳

آنک او بعد از رئیسی خوار شد

وآن توانگر هم که بی‌دینار شد

۴

وآن سوم آن عالمی که اندر جهان

مبتلی گردد میان ابلهان

۵

زانک از عزت به خواری آمدن

هم‌چو قطع عضو باشد از بدن

۶

عضو گردد مرده کز تن وا برید

نو بریده جنبد اما نی مدید

۷

هر که از جام الست او خورد پار

هستش امسال آفت رنج و خمار

۸

وآنک چون سگ ز اصل کهدانی بود

کی مرورا حرص سلطانی بود

۹

توبه او جوید که کردست او گناه

آه او گوید که گم کردست راه

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…