اثر ادبی

شمارهٔ ۹ - در هجو شیخ فصل‌اللّه نوری

ایرج میرزا•قصیده‌ها•وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
♡
۰

حُجَّةُ‌الاسلام کتک می‌زند

بر سر و مغزت دَگَنک می‌زند

۱

گر نرسد بر دَگَنک دستِ او

دست به نعلین و چُسَک می‌زند

۲

این دو سه گر هیچ کدامش نشد

با حَنَک و تحتِ حَنَک می‌زند

۳

تا نشوی پاره، خبردار باش

گاه حَنَک را به هَتَک می‌زند

۴

گر کمکت رستمِ دستان بود

هم به تو و هم به کمک می‌زند

۵

ور بکند پا به میانی فلک

چوب به پاهای فلک می‌زند

۶

چک‌زنِ سختی بود این پهلوان

ملتفتش باش که چک می‌زند

۷

دستش اگر بر فکلی‌ها رسد

گوز یکایک به الک می‌زند

۸

ور الکِ تنها کافی نشد

هم به الک هم به دولک می‌زند

۹

گویند «آقا همه شب زیرِ جُل

از تو چه پوشیده، کَمَک می‌زند»

۱۰

چون ببرد دست به سیخِ کباب

بر جگرِ ریش، نمک می‌زند

۱۱

نَرمک‌نرمک به سرانگشت خویش

دیم‌دَدَدَک دیم‌دَدَدَک می‌زند

۱۲

مختصراً هر شب در جوفِ پارک

یارو صد جور کلک می‌زند

۱۳

حالا در حضرتِ عبدالعظیم

شیخ درِ دوز و کلک می‌زند

۱۴

اِن شاء اللّه دو روزِ دگر

خیمه از آن جا به دَرَک می‌زند

۱۵

منعش اگر کس نکند بی‌ریا

دست تصرّف به فَدَک می‌زند

۱۶

وآن جگرِ نازُکَش از بهرِ پول

روزی صد مرتبه لَک می‌زند

۱۷

مجلسِ شوراست که با دستِ حق

سیمِ بَدان را به محک می‌زند

۱۸

هر جا خواهی به سلامت برو

ملّت اللّهُ مَعَک می‌زند

۱۹

قافیه هر چند غلط شد ولی

شیخ ز بیکاری سگ می‌زند

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…