اثر ادبی

شمارهٔ ۱

ایرج میرزا•غزل‌ها•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او را

یادش آن گُل که نه از کف ببَرَد باد او را

۱

ملَکی بود قمر پیشِ خداوند عزیز

مرتعی بود فلک خرّم و آزاد او را

۲

چون خدا خلقِ جهان کرد به این طرز و مثال

دقّتی کرد و پسندیده نیفتاد او را

۳

دید چیزی که به دل چنگ زند در وی نیست

لاجرم دل ز قمر کند و فرستاد او را

۴

حُسن هم داد خدا بر وی ، حُسنِ عَجَبی

گر چه بس بود همان حُسنِ خداداد او را

۵

جمله اَطوارِ نِکوهیده از او باز گرفت

هر چه اخلاقِ نکو بود و به جا، داد او را

۶

گر به شمشاد و به سوسن گذرد اندر باغ

بپرستند همه سوسن و شمشاد او را

۷

بلبل از رشکِ صدایِ او گلو پاره کند

ورنه بهر چه بُوَد این همه فریاد او را؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…