اثر ادبی

شمارهٔ ۷

ایرج میرزا•غزل‌ها•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

شکر خدا را که بخت هادیم آمد

نامه‌ای از حاج شیخ هادیم آمد

۱

از پس سرگشتگی به وادی حیرت

هادیِ سر منزلِ ایادیم آمد

۲

از پسِ یک عمر رنج در طلبِ گنج

هادیِ آن کانِ فضل و رادیم آمد

۳

وز رشحاتِ غَمامِ فضل و کمالش

نامه‌ای امروز بهرِ شادیم آمد

۴

کرده در آن نامه از مکارم و اَلطاف

درج بدان حدّ که خود زیادیم آمد

۵

داد بساط مرا نشاط ربیعی

گرچه مر آن نامه در جُمادیم آمد

۶

چرخ چو دانست بر مراد رسیدم

دی پیِ تمهیدِ نامُرادیَم آمد

۷

کرد ز خانه مرا برون و به خانه

حضرتِ ذی قدرِ اوستادیم آمد

۸

هیچ ز حرمانِ خود شگفت ندارم

کاینهمه از سوء بختِ عادیم آمد

۹

درکِ لقایش غنیمتی است مه برچنگ

از سفرِ این خجسته وادیم آمد

۱۰

خواستم افزون کنم سخن به مدیحش

قافیه بُد تنگ کون‌گشادیم آمد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…