۰
هر که آمد در این جهان ناچار
رود از این جهان چه شَه چه گدا
۱
یک جَهانِ دگر خدای آراست
که بُوَد نامِ آن جهانِ بقا
۲
سویِ دارِ بَقا رَوَد هر کس
که بیامد در این سرایِ فنا
۳
پورِ ایرج نَوادۀ خاقان
آن مَلِک زادۀ فرشته لَقا
۴
من به او صِهر و او به من عَمّ بود
نه من او را نه او پدید مرا
۵
زیست پنجاه و اَندر سال به دَهر
چون در این خاکدان ندید وفا
۶
سویِ جَنَّت برفت با دلِ شاد
تا بماناد جاوادان آن جا
۷
بهرِ تاریخِ فوتش ایرج گفت
رفت جعفرقُلی از این دنیا
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.