اثر ادبی

شمارهٔ ۴ - کارگر و کارفرما

ایرج میرزا•قطعه‌ها•وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
♡
۰

شنیدم کارفرمایی نظر کرد

ز روی کِبر و نَخوَت کارگر را

۱

روانِ کارگر از وی بیازرد

که بس کوتاه دانست آن نظر را

۲

بگفت ای گنج وَر این نَخوَت از چیست

چو مُزدِ رنج بخشی رنج بر را

۳

من از آن رَنج بُر گشتم که دیگر

نبینم رویِ کبرِ گنج وَر را

۴

تو از من زورخواهی من ز تو زر

چه مِنَّت داشت باید یکدِگر را

۵

تو صَرفِ من نُمایی بَدرَۀ سیم

مَنَت تابِ رَوان نورِ بَصَر را

۶

منم فرزندِ این خورشیدِ پُر نور

چو گُل بالایِ سر دارم پدر را

۷

مُدامَش چَشمِ روشن باز باشد

که بیند زورِ بازویِ پسر را

۸

زنی یک بیل اگر چون من در این خاک

بگیری با دو دستِ خود کمر را

۹

نهالِ سعی بنشانم در این باغ

که بی مِنَّت از آن چینَم ثَمَر را

۱۰

نخواهم چون شرابِ کَس به خواری

خورَم با کامِ دل خونِ جگر را

۱۱

ز من زور و ز تو زر، این به آن در

کُجا باقی است جا عُجَب و بَطَر را؟

۱۲

فشانَم از جَبین گوهر در آن خاک

ستانَم از تو پاداشِ هنر را

۱۳

نه باقی دارد این دفتر نه فاضِل

گُهر دادی و پس دادم گُبَر را

۱۴

به کس چون رایگان چیزی نبخشند

چه کِبر است این خَداوندانِ زر را

۱۵

چرا به یکدِگر مِنَّت گذارند

چو محتاجند مَردُم یکدِگر را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…