اثر ادبی

شمارهٔ ۷ - مرثیه

♡
۰

رسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان

رأفت برند حالت ِ آن داغ دیده را

۱

یک دوست زیر بازوی ِ او گیرد از وفا

وان یک ز چهره پاک کند اشکِ دیده را

۲

آن دیگری بر او بِفشانَد گُلاب و شَهد

تا تقویت کند دلِ مِحنِت چَشیده را

۳

یک جمع دَعوَتَش به گُل و بوستان کنند

تا بر کنندش از دل خارِ خَلیده را

۴

جمعِ دگر برای تسلّایِ او دهند

شرح ِ سیاه کاریِ چرخِ خمیده را

۵

القصّه هر کَسی به طریقی ز روی ِ مِهر

تسکین دهد مصیبتِ بر وی رَسیده را

۶

آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟

چون دید نعشِ اکبرِ در خون تپیده را

۷

آیا که غمگساری و اَندُه بَری نمود

لیلایِ داغ دیدهٔ زَحمت کَشیده را

۸

بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد

آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…