اثر ادبی

بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند

مولانا•دفتر ششم•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

آن یکی قج داشت از پس می‌کشید

دزد قج را برد حبلش را برید

۱

چونک آگه شد دوان شد چپ و راست

تا بیابد کان قج برده کجاست

۲

بر سر چاهی بدید آن دزد را

که فغان می‌کرد کای واویلتا

۳

گفت نالان از چئی ای اوستاد

گفت همیان زرم در چه فتاد

۴

گر توانی در روی بیرون کشی

خمس بدهم مر ترا با دلخوشی

۵

خمس صد دینار بستانی به دست

گفت او خود این بهای ده قجست

۶

گر دری بر بسته شد ده در گشاد

گر قجی شد حق عوض اشتر بداد

۷

جامه‌ها بر کند و اندر چاه رفت

جامه‌ها را برد هم آن دزد تفت

۸

حازمی باید که ره تا ده برد

حزم نبود طمع طاعون آورد

۹

او یکی دزدست فتنه‌سیرتی

چون خیال او را بهر دم صورتی

۱۰

کس نداند مکر او الا خدا

در خدا بگریز و وا ره زان دغا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…