۰
رفت ادهم در یکی دیر کهن
راهبی دید آشنای این سخن
۱
امتحان کردش که ای سرگشته مرد
پایبند این چنین جایت که کرد؟
۲
گر در این دیر کهن منزل کنی
پوشش و خور از کجا حاصل کنی؟
۳
راهبش گفت این سخن از من خطاست
از خدا پرس اینکه روزیده خداست
۴
بندگان سر بر خط فرمان نهند
پوشش و خورشان خداوندان دهند
۵
این گره بگشا اگر پیوند تست
زانکه پنداری توکل بند تست
۶
رهروی بر هر گلی صد خارکش
امتحان کردن خدا را نیست خوش
۷
بنده باش و هرچه آید رد مکن
جز رضا دادن طریق خود مکن
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.