اثر ادبی

بخش ۲۲ - حکایت در دریا شدن مرد صادق

امیر حسینی هروی•کنز الرموز•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

عاشقی در موج دریایی فتاد

عاقلی از ساحلش آواز داد

۱

گفتش ای مسکین برون آرم تو را‌؟

یا چنین سرگشته بگذارم تو را‌؟

۲

پاسخش این داد کای روشن‌روان

گر ز من پرسی نه این دانم نه آن

۳

بر مراد خود نخواهم یک نفس

زانکه مقصودم مراد اوست بس

۴

چون ز حق کردی رضای خود طلب

حکم او را هم رضا ده روز و شب

۵

گر رضای خویش می‌خواهی خطاست

چون تو راضی گشتی او را هم رضاست

۶

زهر ناکامی همی‌خور بی‌گِله

هر گدایی را کجا این حوصله‌!

۷

در طریقت منزل اعلاست این

منتهای جاهدوافیناست این

۸

چون نسیم این چمن پیدا شود

بلبل جان در قفس گویا شود

۹

سالک از اول نه بشناسد مقام

انس او با طاعت و ذکر مدام

۱۰

آنکه صاحب حال باشد نام او

با صفات حق بود آرام او

۱۱

وانکه او را اُنس با نام خداست

بحر تمکین است و غواص فناست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…