اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵

♡
۰

بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب

رخ در میان زلف چو مه در سواد شب

۱

پیش خط هلال وش و روی چون مهش

خورشید را ندید کسی عنبرین سلب

۲

با وی رقیب همره و آری چنین بود

دائم خمار با می و خار است با رطب

۳

میرفت و پای تا سرم از تاب مهر او

میسوخت آنچنانکه بسوزد زمه قصب

۴

با چشم آهوانه او تاب در دلم

افکند و همچو شیر همی سوزدم ز تب

۵

دست از دو کون شسته ام ای دوست بهر تو

ور ز آنکه دشمنان شمرند اینسخن عجب

۶

آتش بیار و خرمن عشاق را بسوز

کآتش کند پدید که عود است یا حطب

۷

هر فتنه را بود سببی شکر حق در آن

بهر هلاک ابن یمین هم توئی سبب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…