اثر ادبی

شمارهٔ ۲۵

♡
۰

آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست

درد کز جانان بود سرمایه درمان ماست

۱

یوسف مصر دلست و همچو جان ما را عزیز

بی رخش فردوس اعلی کلبه احزان ماست

۲

آبروئی نیست ما را پیش آن سلطان حسن

ور بود آنهم ز سیل چشم اشک افشان ماست

۳

عاقلان گویند در زنجیر زلفش دل مبند

این دل دیوانه پندارند در فرمان ماست

۴

گفت نزد ما ز حرمت کس نمی یارد رسید

گر چه حرمت هست لیکن این خود از حرمان ماست

۵

ما چو ترک جان گرفتیم از پی جانان خویش

اندرین ره هر چه آن دشوار هست آسان ماست

۶

جان فدا کردیم و سر در پایش افکند و نگفت

هرگز او کابن یمین سرگشته و حیران ماست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…