اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵

♡
۰

بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست

لیکن از شعر سیاهش سایبانی دیگرست

۱

زینت خوبان بگاه جلوه از زیور بود

روی شهر آرای تو زیب و بهای زیورست

۲

گفتم آرم در دهن ناگه لبت خندید و گفت

ز آن نمیترسی که بگدازد نه آخر شکرست

۳

با خرد گفتم که زیر سایه زلفش رخ است

گفت میگویند اما آفتابی دیگرست

۴

درد عشقش چون نهان دارم که بر رویم ز اشک

شرح آنرا خوش خطی از سیم بر سطح زرست

۵

بس که هست ابن یمین را آرزوی وصل او

یک سخن کز روی معنی گنجهای گوهرست

۶

استعارت کرد از درگاه شاهنشاه و گفت

باز اندر دل تمنای وصال دلبرست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…