اثر ادبی

شمارهٔ ۴۳

♡
۰

چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست

رونق کافور شد قیمت گوهر شکست

۱

بر مه تابان او ابروی همچون هلال

پرده مانی درید خامه آذر شکست

۲

تا بشکر خنده کرد لعل لبش درفشان

رسته پروین گسست رشته گوهر شکست

۳

باد صبا صبحدم بر گل رویش وزید

نازکی او چو دید بر سمن تر شکست

۴

خواست برابر شود با رخ زیباش ماه

مهر رخ او فکند بر مه انور شکست

۵

ماه چو با آفتاب روی در آرد بروی

از پی آن اوفتد کار وی اندر شکست

۶

گر دل ابن یمین بشکند آن نازنین

جانش فدا باد و هست ار شکند ور شکست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…