۰
خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارت
خوشست آن سَروِ خرامان و خوش آن رفتارت
۱
یادِ صحّت ببرد از دل صاحبنظران
چشمِ شیرافکنِ آهو شکنِ بیمارت
۲
به تَوهّم ز رُخت گر بربایم بوسی
بنماید اثرش نازکی رخسارت
۳
دهنت نیست بتحقیق و کس ار گفت که هست
هیچ دانی ز چه گفت از شکرین گفتارت
۴
چون دل لاله سیه شد دلم از غم که مباد
ناگهان سبزه نشیند ز بر گلنارت
۵
کم بوَد بندهٔ دلسوزترت زِ بْنِ یمین
گر چه بِه زِ بْنِ یمین بنده بوَد بسیارت
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.