اثر ادبی

شمارهٔ ۴۷

♡
۰

در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست

درمان درد عشق بدست طبیب نیست

۱

ای زلف پر ز چین تو شام دل غریب

دانی که هیچ شام چو شام غریب نیست

۲

دریاب کز فراق تو یک لحظه نگذرد

کز خون دیده چهره زردم خضیب نیست

۳

در شرع واجبست زکاتی زهر نصاب

لیک از نصاب حسن تو ما را نصیب نیست

۴

گر من زعشق روی تو افغان کنم رواست

گل بی فغان و مشغله عندلیب نیست

۵

درد دلم ز لعل تو درمان پذیر شد

آری ز لعل منفعت دل عجیب نیست

۶

ساقی بیار باده که بر رغم دشمنان

با دوست همنشینم و ترس از رقیب نیست

۷

ابن یمین بپات در افکند سر ز مهر

گفتش خرد که در خور پای حبیب نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…