اثر ادبی

شمارهٔ ۴۸

♡
۰

دهن غنچه وشت پسته خندان منست

لب شکر شکنت نیک بدندان منست

۱

پای بند سر زلفین چو زنجیر تو شد

دل دیوانه وشم چون نه بفرمان منست

۲

هست دلبستگی جان بسر زلف تو زان

که نمودار سرو کار پریشان منست

۳

مردم از فرقت جانان و عجب نیست از آنک

زنده بیجان نتوان بودن و او جان منست

۴

کشته عشق وی از زنده جاوید به است

درد کز وی رسدم مایه درمان منست

۵

گفتمش یوسف مصری تو ز بس غنج و دلال

گفت کاین منقصت حسن فراوان منست

۶

از سر زلف من اینک دل صد یوسف عهد

بند بر پا زده در چاه ز نخدان منست

۷

گفتمش آیتی از مصحف خوبی رخ تست

گفت خود مصحف خوبی همه در شان منست

۸

شیر گردون نگرد ابن یمین گر شنود

زو که خاک کف پای سگ دربان منست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…