اثر ادبی

شمارهٔ ۵۰

♡
۰

روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست

هر زمانی زلف او در پیچ و تابی دگرست

۱

بر رخ او قطره های خوی چو شبنم بر گلست

هر زمانی چون گلی و چون گلابی دیگرست

۲

گفتم از روی خودم روشن نشانی باز ده

گفت آخر روشنست این آفتابی دیگرست

۳

ز آتش سودای عشقش در جهان هر جا دلیست

بر سر خوان هوس هر دم کبابی دیگرست

۴

تا بهار حسن رویش تازه ماند هر زمان

ز ابر چشم اشکبارم فتح با بی دیگرست

۵

بر روانم درد عشق و بر دلم بار فراق

هر یکی ز اینها خرابی بر خرابی دیگرست

۶

وعده وصلش اگر چه دلفریب آمد ولیک

دل بر آن نتوان نهادن کان سرابی دیگرست

۷

جز رضای او نجوید در جهان ابن یمین

و آن صنم را هر زمان با او عتابی دیگرست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…