اثر ادبی

شمارهٔ ۵۱

♡
۰

روی زیبای تو آرایش هر انجمن است

لعل شیرین تو شور دل هر مرد و زن است

۱

خال مشکین تو بر عارض خورشیدوشت

نقطه عنبر نو بر ورق نسترن است

۲

بر بیاض رخ تو خط سیه باقی باد

کان سوادی‌ست کزو روشنی چشم من است

۳

یا رب آن در خوشاب است و بناگوش چو سیم

یا سهیل یمن اندر بر ماه ختن است

۴

هست در وصف دهانت سخنم تنگ مجال

آن دهن خود که تو داری چه مجال سخن است

۵

نیش زنبور عسل بر گل سیراب رسید

نوش بنهاد در او و عسل اکنون دهن است

۶

همچو سایه پی خورشید رخت چون نرود

دل که در گردنش از زلف تو مشکین رسن است

۷

بشکست دل بیچاره کجا در نگرد

زلف مشکینت که سر تا به قدم پرشکن است

۸

یوسف حسنی و یعقوب صفت ابن یمین

در فراق رخ تو ساکن بیت الحزن است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…