اثر ادبی

شمارهٔ ۵۵

♡
۰

زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست

پیش چین سر زلفت سخن مشک خطاست

۱

لعل نوشین تو دارد صفت آبحیات

خط مشکین ترا خاصیت مهر گیاست

۲

چشم بد دور از آنروی چو ماه و خط سبز

که بر آئینه تو گوئی مگر آه دل ماست

۳

آفتاب فلک ار روی بروی تو کند

از حسد همچو مه نوفتد اندر کم و کاست

۴

در غم عارض خورشیدوشت جان و دلم

گر چه از زلف تو آویخته دام بلاست

۵

گر نجات دل اینخسته ز غم میطلبی

نظری کن که اشارات تو قانون شفاست

۶

طمع از دانه خالت نبرد مرغ دلم

گر چه از زلف تو آویخته دام بلاست

۷

هست بر حال دلم ناله شبگیر گواه

خود ترا بر دل من بنده چه حاجت بگو است

۸

تا بقصد دلم آنماه کلهدار کمر

بست بر هیچ مرا پیرهن صبر قباست

۹

من نه تنها نگران رخ چونماه ویم

جمله صاحبنظران مینگرند از چپ و راست

۱۰

نظر ابن یمین نیست بر آنعارض و خال

نظر او همه بر نازکی صنع خداست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…