اثر ادبی

شمارهٔ ۶۰

♡
۰

ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست

موسم بستان و هنگام گلستان دیدنست

۱

ابر نیسانی ز بهر گریه بگشادست چشم

غنچه لب بسته را زین پس گه خندیدنست

۲

گلشن حسن ترا گل هست و رنج خار نیست

رخصتم ده تا بچینم ز آنکه وقت چیدنست

۳

ما همی کوشیم و جمعی هم ولیکن ملک وصل

تا کرا بخشد سعادت کاین نه از کوشیدنست

۴

عیش من در بزم جانان از جگر خوردن کباب

وز دل پر خون شراب عاشقی نوشیدنست

۵

تا زمین را از فلک تابد ز رویت آفتاب

در پی اش چون سایه کار عاشقان گردیدنست

۶

گر گناهست اینکه گشت ابن یمینت دوستدار

ذیل عفوی بر گناه او گه پوشیدنست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…