اثر ادبی

شمارهٔ ۶۱

♡
۰

ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست

کز سوختگی جانم در غایت مشتاقیست

۱

گر خادم مسجد را قندیل بکف بینم

از شوق دلم گوید کاین ساغر و آن ساقیست

۲

معنی طلب از باطن بگذر زره ظاهر

کاراستن صورت سالوسی و زراقیست

۳

شنگرف لب لعلت زنگار خط سبزت

از صمغ سرشک من در غایت براقیست

۴

مستوفی عشق تو در دفتر خرج من

جز صبر نمیراند مجموع غمت باقیست

۵

گر ابن یمین بوسی از لعل تو برباید

معذور همیدارش کان از ره ذواقیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…