اثر ادبی

شمارهٔ ۶۴

ابن یمین•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
♡
۰

شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست

که ازو چشم رهی چشمه یاقوت روانست

۱

بشکر خنده اگر پسته شیرین نگشائی

عقل باور نکند آنکه ترا هیچ دهانست

۲

آب عناب روان گشت ز بادام دو چشمم

بسکه آن پسته شکر شکنت چرب زبانست

۳

حیرت آرند ز رخسار تو صاحبنظران

تا چه چیزست بجز حسن که آنحیرت از آنست

۴

چشم بد دور از آنقامت چون سرو روانت

که ز سر تا بقدم راست تو گوئی همه جانست

۵

هر زمان بر سر آتش نهدم آب دو دیده

بس که پیدا کند اسرار که در سینه نهانست

۶

کامم امروز بده از لب شرینت که فردا

کس چه داند چه شود حال که گیتی گذرانست

۷

گر دل خسته زارم هدف تیر تو گردد

دولت من بود آخر نه که ز آن تیرو کمانست

۸

دارد آشفته و سرگشته چو خود ابن یمین را

زلف مشکینت که سر تا قدم آشوب جهانست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…