اثر ادبی

شمارهٔ ٩

♡
۰

باهل خطه فریومد از طریق رضا

مگر بعین عنایت نظر فکند خدا

۱

که آفتاب سپهر کرم بطالع سعد

فکند سایه الطاف خود برین ضعفا

۲

ستوده آصف ایام عز دولت و دین

که زیبدش که کند پادشاهی وزرا

۳

زهی کریم نهادی که بر بسیط زمین

سپهر با همه دیده ندید مثل ترا

۴

توئی که بر چمن جان هر که زنده دلست

ز فیض ابر سخای تو رست مهر گیا

۵

توئی چنان که اگر ذره ئی شود موجود

ز عزم و حزم تو در پیکر زمین و سما

۶

زمین شود چو سما بیقرار و سرگردان

سما شود چو زمین با وقار و پا بر جا

۷

گذشت بر دل من یکسخن بخواهم گفت

خدایگان ز ره لطف اگر کند اصغا

۸

سعادت ازلی با عماد دولت و دین

جهان رادی و مردی سپهر جود و سخا

۹

ز بدو فطرت و آغاز آفرینش او

مقارنست و برینحال واقفست و گوا

۱۰

سعادتی نه همانا که به تواند بود

ز اتفاق ملاقاتت ای خجسته لقا

۱۱

بکام دل ز جهان داد عیش بستانید

که هست بر گذر این سخت کوش سست وفا

۱۲

زمان دولت و اقبال مغتنم شمرید

میفکنید از امروز کار بر فردا

۱۳

مگر ز بخت شما نیز باید ابن یمین

فراغتی که نواند گزارد فرض دعا

۱۴

چو روزگار که تفریق و جمع شیوه اوست

نمیزند نفسی بی رضای رأی شما

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…