اثر ادبی

شمارهٔ ۴ - چهار پند نوشیروان

ابن یمین•مثنویات•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

شنیدم که کسری یکی فرش داشت

بر آن فرش هر گونه پندی نگاشت

۱

نخست آنکه دنیا نجوید کسی

که داند بدو در نماند بسی

۲

دوم آنکه سودی ندارد حذر

زکاریکه رفتست اندر قدر

۳

سوم آنک دانای خالق شناس

ز مخلوق بر سر نگیرد سپاس

۴

چهارم چو روزی مقدر شدست

چرا مرد آزاده چاکر شدست

۵

اگر بگذری زینسخن راه نیست

روان تو از دانش آگاه نیست

۶

شنیدم که روزی منوچهر شاه

بپرسید از مهتری نیکخواه

۷

که در عالم از هر چه هست ارجمند

چه چیزست شایسته و دلپسند

۸

ز گفتار گفت حکیمان بهست

ز کردار کرد کریمان بهست

۹

ازین گفت وزین کرد اگر بگذری

نیابی خرد را جز این داوری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…