اثر ادبی

شمارهٔ ۶

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا

که کرده کوی تو فارغ ز بوستان ما را

۱

ز ناشکیبی بلبل مرنج ای گل از آنک

پسند کس نکند عاشق شکیبا را

۲

اگر به منظر زیبا نظر حرام بود

بگوی کز چه خدا ساخت روی زیبا را

۳

گه از هجوم مگس گه ز مشتری نالد

شکر فروش برای چه پخت حلوا را

۴

به گرد قامت تو فاخته زند کوکو

اگر به باغ دهی جلوه سرو بالا را

۵

اگر به باغ و به صحرا تو نیستی با ما

کنی چو چشمهٔ سوزن به چشم صحرا را

۶

اگر شکایت لیلی کنی نه‌ای مجنون

نه وامق است که نالد جفای عذرا را

۷

برفت معجز عیسی ز دیدهٔ مردم

خدای را بگشا باز لعل گویا را

۸

به غارت دل آشفته پارسی ترکی‌ست

که برده است به تاراج ملک یغما را

۹

اگر تو پرده بگیری ز چهره در شب داج

چو روز عید شمارم شبان یلدا را

۱۰

بتان به مجمر رخساره عود زلف نهند

که آتشی نفزایند دیگ سودا را

۱۱

ز بلبلان عجبی نیست گر به فصل بهار

ز شور گل به چمن افکنند غوغا را

۱۲

ز عندلیب شنیدن سزاست قصهٔ گل

شنو ز گفتهٔ درویش مدح مولا را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…