اثر ادبی

شمارهٔ ۱۸

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

باز دامان که زداین آتش سودای مرا

که بود شور دگر این دل شیدای مرا

۱

زلف بر آتش رخسار تو دامان میزد

مشتعل کرد از آن آتش سودای مرا

۲

یار خورشید و تو خفاش و منش حربایم

زاهد انکار مکن دیده بینای مرا

۳

باغبانا زگل و سرو کناری گیری

گربه بینی بچمن نو گل رعنای مرا

۴

نای بربندد و برگل نکشد نغمه هزار

گر دهد گوش بسودای تو غوغای مرا

۵

گفتمش از بت و زنار ندارم خبری

گفت بر چهره ببین زلف چلیپای مرا

۶

آتش عشق تو سرزد زگریبانم دوش

سوخت چو شمع سحرگاه سراپای مرا

۷

باز دیوانه و زنجیری زلفین تو شد

تا چه افتاد دگر این دل دانای مرا

۸

غیر از آن زلف که بر گردن دل سلسله بست

کی کس آشفته برنجیر کشد پای مرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…