اثر ادبی

شمارهٔ ۳۲

♡
۰

داده دو ترک تو صلا باز سپاه ناز را

تا که بخاک و خون کشد عاشق نو نیاز را

۱

آهوی دشت عشق را شیر اسیر دام شد

صعوه کوه تو درد سینه شاهباز را

۲

طایف کعبه بنگرد گر بحریم معنوی

گرد مقام کوی تو طوف بود حجاز را

۳

آشفته پاکباز شو این ورق دغل بنه

چند بششدر افکنی رند قمارباز را

۴

روی بهر طرف کنم قبله اهل دل توئی

شاید اگر بشش جهة فرض نهم نماز را

۵

ترک ستم شعار من بو که شوم اسیر تو

ترک مکن خدای را غارت و ترکتاز را

۶

مویه سزاست بعد از این راست روان پارس را

ریخت چو در عراق خون پادشه حجاز را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…