اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ای رفته و نشناخته قدر دل ما را

باز آی که مردیم زهجر تو خدا را

۱

هر روزه جفا کردی و گفتی که وفا بود

طفلی زوفا فرق نکردی تو جفا را

۲

گردد بجفای تو گرفتار ادیبت

کاداب وفا هیچ نیاموخت شما را

۳

دل خانه حق است خرابش چه پسندی

غم نیست که نشناخته ی خانه خدا را

۴

بختم نشود یار که روی تو ببینم

در منزل خورشید کجا بار سها را

۵

درد از تو و درمان زتو بهر چه طبیبا

در دم بفرستی و کنی منع دوا را

۶

آشفته نگفتم که مکن رخنه بمویش

کاشفته کنی همچو خود آنزلف دو تا را

۷

در مذهب ما خاک نجف آب حیات است

گو خضر طلبکار بود آب بقا را

۸

بر عرض تفاخر کند ار خاک تو شاید

زیرا که در او خانه بود شیر خدا را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…