اثر ادبی

شمارهٔ ۳۷

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها

که داد به گلبرگ این آب‌ها

۱

که افکند پرتو به آتشکده

که ابرو نموده به محراب‌ها

۲

که سودا به زلف نکویان نهاد

که از لعلشان ساخت عناب‌ها

۳

به طاووس‌ها چتر الوان که داد

به کبکان که پوشید سنجاب‌ها

۴

که پرورد الحان به مزمار و نای

که در پرده ره داد مضراب‌ها

۵

که از نیش زنبور آورد نوش

که داد از صدف در خوشاب‌ها

۶

کرامت نگر ساقی می‌کشان

ز یک خم دهد دردها تاب‌ها

۷

ز حسن ازل عشق آمد پدید

فراهم شد از عشق اسباب‌ها

۸

زهر ذره نورش هویدا بود

چو از پنجره نور مهتاب‌ها

۹

منجم بگیرد ز ذرات او

چو از پرتو خور صطرلاب‌ها

۱۰

ز یک بحر این موج‌ها خواسته است

همه موج‌ها نقش بر آب‌ها

۱۱

ز دریا نیند آگه این ماهیان

فتاده ز حیرت به گرد آب‌ها

۱۲

بود شهر علم الهی علی

گشوده ز دست علی باب‌ها

۱۳

تو آشفته سر را ازین در مپیچ

دهد فیض باران نه میزاب‌ها

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…