اثر ادبی

شمارهٔ ۴۹

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
♡
۰

برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را

آینه شو که تا بری لذت انعکاس را

۱

زاهد و میگسار را نیک شناخت پیر ما

شیخ زمانه گو بنه کسوت التباس را

۲

قامت تو کجا سزد خلعت اتحاد را

تا نکنی ز تن برون عاریتی لباس را

۳

نیست قیاس و وهم را راه به عشق سرمدی

گو به حکیم بشکند آینهٔ قیاس را

۴

ساقی می‌کشان بده مرهم قلب خستگان

تا که ز کیمیای می زر کنم این نحاس را

۵

پنج حواس وقف شد بر لب و چشم و زلف و خط

جادوی خمسه کز فسون پنج کند حواس را

۶

رایض مدح شاه را توسن طبع رام شد

تا چو فرس به زین کشم حکمت بوفراس را

۷

آشفته بر فلک پای گذاری از شرف

بوسه زنی به خاک اگر شاه فلک اساس را

۸

ساقی بزم لم یزل مظهر شاهد ازل

دست خدا که بر درش ره نبود هراس را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…