اثر ادبی

شمارهٔ ۵۲

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بی تو با غیر ندانی که چه شد دوش مرا

بود بر جای پری دیو در آغوش مرا

۱

حسرت آن بر دوشم بدل افروخت شرر

سوخت چون شمع زسر تا بقدم دوش مرا

۲

درد سر میکشم از عقل کجائی ساقی

قدحی هوش زدا تا ببری هوش مرا

۳

قصه از اژدر موسی مکن و دست کلیم

بس بود قصه آن زلف و بناگوش مرا

۴

گو میفکن بسرم سایه دگر سرو سهی

گر خرامد بسرا سرو قباپوش مرا

۵

تا لبت تر شده از باده اغیار چو جام

همچو خم خون دل از رشک زند جوش مرا

۶

پرده دیده کنم فرش رهت گر آئی

زیب ده از قدمت خانه مفروش مرا

۷

بنگاهی شود آشفته تو را بنده بجان

بخرایخواجه بیک نظره و مفروش مرا

۸

خم شده پشت من از بار گنه دستم گیر

رحمتی بار گران برفکن از دوش مرا

۹

طوطی نطق مرا قوتی ای شیر خدا

تا نخوانند دگر بلبل خاموش مرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…