اثر ادبی

شمارهٔ ۵۵

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
♡
۰

عشق به بندد چو ره هوش را

پنبه نهد عقل و خرد گوش را

۱

یوسف گل شاهد گلزار شد

مژده ببر بلبل خاموش را

۲

ای که نخوردی می صوفی فکن

عیب مگو صوفی مدهوش را

۳

آتش سودا که شود مشتعل

دیگ درون کی بنهد جوش را

۴

گر بکشی باده زجام قدم

یاد کنی عهد فراموش را

۵

دوش مرا بی تو شب کور بود

عذر بنه واقعه دوش را

۶

ترک نگه تیر بترکش نهاد

دید مگر خط زره پوش را

۷

ماشطه زلف تو از ساحری

غالیه میسود برو دوش را

۸

عیب بخورشید نشاید گرفت

کور بود دیده اگر موش را

۹

یاد کن از تیغ علی در مصاف

در نگری چون خم ابروش را

۱۰

تا کنم آشفته جهانی چو خویش

باز کنم حلقه گیسویش را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…