اثر ادبی

شمارهٔ ۵۶

♡
۰

سوی صحرای جنون می‌برم این سودا را

تا زاندیشه مجنون ببرم لیلا را

۱

تنگ شد سینه در این بادیه فریادکنان

چون جرس عیب مکن گر بکشم غوغا را

۲

کثرتم کشت بده آن می وحدت ساقی

که یکی بیش نه بینم همه تنها را

۳

ملک ویران دلم میل بمعموری کرد

ترک یغمائی من ترک مکن یغما را

۴

حاجی ار بادیه کعبه بسر می پوید

با تو ای خار مغیلان چه محل دیبا را

۵

شکر وصل تو از زهز کند شهد بکام

صبر در هجر تو حنظل کندم حلوا را

۶

فرو شوکت بدو جود در سفر عشق که سوخت

برق او شهپر جبریل فلک فرسا را

۷

نیست اندر حرم عشق بجز عشق کسی

نفس لیلی است که او وصف کند لیلا را

۸

اگر آشفته ند مدحت حیدر چه عجب

منع از پرتو خورشید مکن حربا را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…