اثر ادبی

شمارهٔ ۵۹

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
♡
۰

سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مرا

راه گریز بسته شد چون نقطه عاقبت مرا

۱

هر طرفی که رو کنم کس نگشایدم دری

عشق چو گشت خضر ره کرده یکجهت مرا

۲

غیر نوای عشق تو نیست بعضو عضو من

بند زبند اگر بری هر دم نی صفت مرا

۳

خواند گدای خویشتن پیر مغان از کرم

گو بفلک ملک زند نوبت سلطنت مرا

۴

رند شراب خواره ام جهد بکن بچاره ام

من چکنم که کرده ی زینسان تربیت مرا

۵

عقل و خرد زیاد شد دین و دلم بباد شد

عشق بیا بسلطنت خالیست مملکت مرا

۶

آشفته بر در علی روی امید کرده ام

زانکه بس است آن در از دنیی و آخرت مرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…