اثر ادبی

شمارهٔ ۶۴

♡
۰

گرفتم نوبهارم دست داد و گشت و بستان‌ها

ولی بی‌دوست گلخن‌ها بود طرف گلستان‌ها

۱

سماع عاشقان از نغمه قانون عشق آید

چه بگشاید که بر گل‌ها عنادل راست دستان‌ها

۲

عجب نبود گر اطفال چمن سرسبز و خندانند

که همچون دایه ابر از شیر پر کرده است پستان‌ها

۳

خط و زلف و رخ جانان بهشتی جاودان باشد

اگر گرد سمن‌زاری بنفشه هست و ریحان‌ها

۴

اگر مست شرابستی و جویای کبابستی

به کانون درون هست از جگر آماده بریان‌ها

۵

خیال خواب در شب‌های هجران توام حاشا

که در رگ‌های چشمانم بود نشتر ز مژگان‌ها

۶

علاج درد عاشق جز طبیب عشق نشناسد

طبیبان جهان گر جمله پیش آرند درمان‌ها

۷

درین فصلی که هر خشکیده شاخی در طرب باشد

نیفزاید به جز غم بر دل مسکین پژمان‌ها

۸

مرا بد خاطری خرم به شیراز و به نوروزش

به طوسم نیست غیر از غم ز گشت باغ و بستان‌ها

۹

مگر رو بر حرم آرم به شاه محترم آرم

رضا آن شافع فردا کز او شد تازه ایمان‌ها

۱۰

شها ز آشفتگی آشفته‌ات دیوانه شد رحمی

ز بس لیلا همی‌جوید چو مجنون در بیابان‌ها

۱۱

سراپا گر خطا باشد به او جای عطا باشد

که اندر مدحت از نظم دری آراست دیوان‌ها

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…