اثر ادبی

شمارهٔ ۶۹

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
♡
۰

داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند را

باش که پسته بشکند باز رواج قند را

۱

تا نرسد بدامنت گرد ملالتی زما

خاک شدیم در رهت تند مران سمند را

۲

عقل حریص دانه مژده دام میدهد

پند چو نشنوی دلا سر بگذار بند را

۳

سر بکمند میروم نه بخود از قفای او

بند چو محکم اوفتد سود چه بود پند را

۴

آهوی سر بریسمان کایدت از قفا دوان

ای که سواره میروی تند مکش کمند را

۵

هر چه بجام ریزدت نوش کن و سخن مگوی

نیست چو اختیار رو برنه چون و چند را

۶

ترک نگاه را بگو تا زسپاه غمزه اش

چین و چگل بهم زند کاشعز و خجند را

۷

مدحت مرتضی بگو آشفته مدح بخوان

چون صله تو می کند آن لب نوشخند را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…