اثر ادبی

شمارهٔ ۷۱

آشفتهٔ شیرازی•غزلیات•وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
♡
۰

درده خبری بما هم امشب

کز سینه برآمد آهم امشب

۱

گو شمع میار در شبستان

کامد بشبانه ما هم امشب ‏

۲

آمد بسیاه چالم آن مه

با یوسف خود بچاهم امشب

۳

در ظلمت زلف خضر خطت

داده بلب تو راهم امشب

۴

معشوق مرا گدای خود خواند

از دولت عشق شاهم امشب

۵

ساقی قدحی بیاد او بخش

کایزد بخشد گناهم امشب

۶

هر چند گناهکار عشقم

اشکم شده عذرخواهم امشب

۷

در دل نبود بغیردلدار

باشد دل من گواهم امشب

۸

دادم بنگاه تو دل و دین

شرمنده آن نگاهم امشب

۹

تا سر بنهم بپای خورشید

چون شمع بصبحگاهم امشب

۱۰

آشفته شب اسیر تا راست

ای زلف بده پناهم امشب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…