اثر ادبی

شمارهٔ ۷۲

♡
۰

به چهره‌ات شده آن زلف مشک‌فام نقاب

بدان صفت که حواصل به زیر پر عقاب

۱

تو را بزلف نژند آمده حجاب جمال

که دود تیره بر آتشکده شده است حجاب

۲

نه دل خراب تو شد زاولین نظر ای عشق

برای چیست که لشکرکشی بملک خراب

۳

زسیم خام تو ابریشم دلم بگسیخت

کمند تافته شصت خم بچهره متاب

۴

بباغبان که بگوید حدیث از آن لب لعل

که خون خلق بخورد آن دو غنچه سیرآب

۵

پی گزند دلم زلف بر رخت لرزان

چو عقربی که برآید بسیر در مهتاب

۶

دهان تنگ تو رانیست جای گفت و شنید

که فارغم زسؤالش که نیست جای جواب

۷

کجا سفینه دلرا سکون پدید آید

مرا که مردم دیده فتاده در غرقاب

۸

تو را که آب حیات است در کف ایساقی

بیا و تشنه لبی را بجرعه دریاب

۹

تو را که نفس پرستی چه لاف حق گوئیست

مگو که باشد آشفته مدعی کذاب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…